اختلال اینترنت و اقتصاد دیجیتال تحلیل هزینه های پنهان یک ریسک زیرساختی
دانلود فایل: این مقاله تلاش می کند با نگاهی تحلیلی و داده محور، اثر اختلال اینترنت بر اقتصاد دیجیتال را از نظر «ریسک عملیاتی» و «تداوم کسب وکار» بررسی کند.
در دهه گذشته، اقتصاد دیجیتال از یک بخش نوظهور به یکی از پیشران های رشد اقتصادی کشورها تبدیل گشته است. سهم خدمات مبتنی بر تکنولوژی اطلاعات، صادرات نرم افزار، پلت فرم های مالی، تجارت الکترونیکی و خدمات ابری در تولید ناخالص داخلی خیلی از کشورها به صورت مستمر افزایش پیدا کرده است. در چنین ساختاری، اینترنت دیگر یک ابزار رفاهی یا ارتباطی صرف نیست؛ بلکه به زیرساخت تولید، مبادله و خلق ارزش تبدیل گشته است. همینطور هرگونه اختلال در این زیرساخت، نه فقط یک مسئله فنی بلکه یک ریسک اقتصادی بحساب می آید. در سالهای اخیر، تجربه دوره های اختلال یا قطع اینترنت نشان داد که اقتصاد دیجیتال نسبت به ناپایداری ارتباطات، حساس و لطمه پذیر است. اما این لطمه ها فقط در قالب کاهش فروش روزانه خلاصه نمی شوند؛ بخش مهمی از هزینه ها پنهان، بلند مدت و ساختاری اند.
این مقاله تلاش می کند با نگاهی تحلیلی و داده محور، اثر اختلال اینترنت بر اقتصاد دیجیتال را از منظر «ریسک عملیاتی» و «تداوم کسب وکار» بررسی کند.
۱. اختلال اینترنت؛ از کاهش فروش تا توقف زنجیره ارزش
ر تحلیل های رسانه ای، به طور معمول اثر قطعی اینترنت با اعدادی مانند «چند هزار میلیارد تومان خسارت روزانه» بیان می شود. هرچند این برآوردها اهمیت مسئله را نشان می دهند، اما تمرکز صرف بر عدد فروش از دست رفته، تصویر کاملی ارایه نمی دهد.
اقتصاد دیجیتال از یک سیستم ارزش تشکیل شده است:
توسعه و نگهداری زیرساخت های نرم افزاری ارتباط با مشتریان داخلی و خارجی تسویه های مالی پشتیبانی و خدمات بعد از فروش تعامل با شرکای تجاری بین المللی
ازسوی دیگر، اختلال اینترنت می تواند هر یک از این حلقه ها را گرفتار وقفه کند. مثال های زیر نمونه از آن است:
شرکتهای صادرات نرم افزار در صورت عدم دسترسی پایدار، قادر به ارایه سرویس به مشتری خارجی نیستند. صرافی های ارزی آنلاین در نبود ارتباطات پایدار بین المللی با ریسک تسویه مواجه می شوند. شرکتهای لجستیک بین المللی امکان رهگیری و هماهنگی زنجیره تأمین را از دست می دهند. استارتاپ های دارای مشتری خارجی با کاهش اعتماد مواجه می شوند.
در چنین شرایطی، مسئله فقط «فروش کمتر» نیست؛ مسئله «اختلال در جریان تولید ارزش» است.
۲. داده ای که نشان دهنده اثر ساختاری است
ر اساس گزارشی که درباره ی فعالیت فروشگاه های تلگرامی پخش شده، بعد از یک دوره قطعی اینترنت، تعداد کانال های فعال فروشگاهی با کاهش حدود ۱۹ درصدی روبه رو شده است؛ از بالاتر از ۷۲ هزار کانال به حدود ۵۸ هزار کانال.
این کاهش، فقط نشان دهنده افت موقت فروش نیست؛ بلکه نشاندهنده خروج بخشی از کنشگران اقتصادی از بازار است. چنین پدیده ای سه پیامد دارد که عبارتند از: کاهش تنوع بازار؛ کاهش اشتغال غیررسمی دیجیتال و کاهش اعتماد به پایداری زیرساخت
وقتی بخشی از کسب و کارها بعد از تجربه اختلال، فعالیت خودرا متوقف می کنند، به این معناست که ریسک عملیاتی برای آنان از سطح قابل تحمل فراتر رفته است.
۳. ریسک عملیاتی در شرکتهای صادرات محور
رکت های صادرات خدمات دیجیتال به طور معمول با قراردادهای مبتنی بر زمان (Time-bound Contracts) کار می کنند. در این قراردادها، تأخیر در ارایه خدمت می تواند منجر به موارد زیر شود:
جریمه های قراردادی کاهش رتبه تأمین کننده از دست دادن پروژه های آینده خدشه به اعتبار برند
در بازار جهانی خدمات فناوری اطلاعات، قابلیت اتکا (Reliability) یکی از مهم ترین شاخصهای انتخاب تأمین کننده است. اگر یک شرکت نتواند ضمانت کند که در وضعیت بحران هم سرویس خودرا حفظ می نماید، در بلند مدت از رقابت حذف خواهد شد.
۴. اثر بر صنایع مالی و بازار سرمایه
ر صنایع مالی، پایداری ارتباطات نقش حیاتی تری دارد. بانک ها، موسسات مالی، کارگزاری ها و صرافی های ارزی آنلاین، برای تسویه تراکنش ها، مدیریت ریسک ارزی و تعامل با بازارهای بین المللی نیازمند ارتباطات پایدار هستند. اختلال ارتباطی می تواند:
پروسه تسویه را به تأخیر بیندازد ریسک نقدشوندگی ایجاد نماید اعتماد سرمایه گذاران خارجی را کم کند
در چنین فضایی، اینترنت فقط یک کانال ارتباطی نیست؛ بخشی از زیرساخت مالی کشور است.
۵. هزینه های نامرئی: اعتماد و سرمایه انسانی
کی از مهم ترین آثار اختلال اینترنت، کاهش اعتماد کنشگران اقتصادی به پایداری محیط کسب وکار است. این کاهش اعتماد می تواند منجر به مهاجرت نیروی متخصص؛ انتقال پروژه ها به کشورهای دیگر و همینطور کاهش سرمایه گذاری خارجی در عرصه فناوری شود. در اقتصاد دیجیتال، سرمایه انسانی مهم ترین دارایی است. هر عاملی که به بی ثباتی زیرساختی دامن بزند، می تواند انگیزه ماندگاری این سرمایه را تضعیف کند.
۶. وابستگی به پلت فرم های خارجی؛ یک لایه دیگر از ریسک
خش قابل توجهی از کسب وکارهای خرد و متوسط دیجیتال بر بستر رسانه های اجتماعی بین المللی فعالیت می نمایند. در صورت اختلال گسترده، حتی اگر یک شرکت به اینترنت پایدار سازمانی دسترسی داشته باشد، در صورتیکه مشتریان نهائی دسترسی نداشته باشند، فروش B۲C مختل خواهد شد. این مسئله نشان داده است که ریسک ارتباطی دو لایه دارد:
ریسک ارتباط سازمان با شرکای تجاری و زیرساخت های بین المللی ریسک دسترسی مشتری نهائی
در همین راستا، تحلیل حرفه ای باید این دو سطح را از هم تفکیک کند.
۷. اینترنت به عنوان زیرساخت حیاتی اقتصادی
در ادبیات اقتصاد زیرساخت، خدماتی مانند برق، حمل و نقل، شبکه بانکی و انرژی به عنوان «زیرساخت های حیاتی» شناخته می شوند. با گسترش اقتصاد دیجیتال، ارتباطات هم به این لیست افزوده شده است. اگر اختلال در یک زیرساخت بتواند تولید، اشتغال و صادرات را متوقف سازد، آن زیرساخت در زمره دارایی های حیاتی قرار می گیرد. از این منظر، پایداری ارتباطات نه یک مبحث مصرفی، بلکه یک مسئله اقتصادی کلان است.
۸. جمع بندی: از تشخیص مسئله تا ضرورت راهکار
شواهد نشان داده است اختلال اینترنت:
منجر به خروج بخشی از کسب وکارهای دیجیتال از بازار می شود اعتبار صادرات خدمات دیجیتال را تضعیف می کند صنایع مالی را در معرض ریسک قرار می دهد اعتماد سرمایه انسانی و سرمایه گذاران را می کاهد
در چنین شرایطی، پرسش اصلی این است: چه سازوکاری می تواند ریسک عملیاتی ناشی از اختلال ارتباطی را برای کسب وکارهای حیاتی کاهش دهد؟
تداوم کسب وکار و مدیریت ریسک عملیاتی؛ چرا پایداری ارتباطات یک اجبار سازمانی است؟
واقعیت اینست که بحران ها اجتناب ناپذیرند ولی توقف عملیات نه! به عبارتی هیچ سازمانی در محیط اقتصادی امروز نمی تواند فرض کند که با بحران مواجه نخواهد شد. اختلالات سایبری، شوک های ژئوپلیتیک، قطع زیرساخت انرژی، حملات بدافزاری، اختلال در شبکه های ارتباطی و حتی بلایای طبیعی، بخشی از واقعیت محیط کسب وکار مدرن هستند.
سؤال کلیدی برای سازمان ها این نیست که «آیا بحران رخ می دهد یا نه»، بلکه اینست که در صورت وقوع بحران، آیا عملیات حیاتی سازمان متوقف می شود یا ادامه می یابد؟
پاسخ این سؤال در مفهومی به نام ادامه کسب وکار (Business Continuity) نهفته است؛ مفهومی که در استانداردهای بین المللی مدیریت ریسک، جایگاهی محوری دارد.
۱. ادامه کسب وکار چیست و چرا اهمیت دارد؟
تداوم کسب وکار به مجموعه سیاست ها، فرآیندها و سازوکارهایی گفته می شود که تضمین می نماید یک سازمان در وضعیت بحران، بتواند عملیات حیاتی خودرا با حداقل وقفه ادامه دهد.
این مفهوم سه محور اصلی دارد:
شناسایی فعالیتهای حیاتی (Critical Functions) تحلیل تاثیر وقفه در این کارها (Business Impact Analysis) طراحی سازوکارهای جایگزین برای حفظ عملیات
در خیلی از کشورها، بانک ها، شرکتهای مالی، شرکتهای فناوری و حتی صنایع انرژی موظف به داشتن برنامه مدون ادامه کسب وکار هستند. در این چارچوب، ارتباطات پایدار یکی از دارایی های حیاتی به حساب می آید.
۲. ریسک عملیاتی؛ فراتر از خطای انسانی
در ادبیات مدیریت ریسک، ریسک عملیاتی به احتمال بروز زیان ناشی از ناکارآمدی یا اختلال در فرآیندها، سیستم ها یا زیرساخت ها گفته می شود. اختلال اینترنت دقیقا در این دسته قرار می گیرد. وقتی ارتباطات قطع می شود:
دسترسی به سیستم های ابری مختل می شود ارتباط با مشتری خارجی متوقف می شود تبادل داده بین شعب یا دفاتر قطع می شود فرآیندهای تسویه مالی عقب می افتد
در چنین شرایطی، حتی اگر سایر اجزای سازمان سالم باشند، عملیات گرفتار وقفه می شود. این همان نقطه ای است که مدیریت ریسک عملیاتی وارد عمل می شود.
۳. تحلیل اثر وقفه (Business Impact Analysis)
یکی از ابزارهای کلیدی در طراحی برنامه ادامه کسب و کار، تحلیل اثر وقفه است. در این تحلیل، سازمان به این پرسش پاسخ می دهد که اگر یک زیرساخت برای ۱ ساعت، ۱ روز یا ۱ هفته از دسترس بیرون برود، چه پیامدی دارد؟
در مورد ارتباطات، پیامدها می تواند شامل موارد زیر باشد:
از دست رفتن درآمد مستقیم جریمه های قراردادی کاهش رضایت مشتری لطمه به برند افزایش هزینه بازیابی
برای شرکتهای صادرات محور، حتی چند ساعت اختلال می تواند به از دست رفتن قراردادهای بین المللی منجر شود. برای صنایع مالی، تأخیر در تسویه می تواند تبعات نقدینگی ایجاد نماید. ازاین رو در خیلی از سازمان ها، ارتباطات در لیست دارایی های با «زمان بازیابی بحرانی» (Critical Recovery Time) قرار می گیرد.
۴. زمان بازیابی و سطح دسترس پذیری
در برنامه های حرفه ای ادامه کسب و کار، دو شاخص مهم تعریف می شود:
RTO (Recovery Time Objective): حداکثر زمان قابل قبول برای بازیابی یک سرویس RPO (Recovery Point Objective): حداکثر میزان داده ای که می توان از دست داد
در زیرساخت های ارتباطی سازمانی، هدف اینست که RTO تا حد ممکن کم شود و سطح دسترس پذیری (Availability) به بیشتر از ۹۹ درصد برسد. تحقق این هدف، نیازمند طراحی مسیرهای ارتباطی پایدار و چندلایه است.
۵. معماری چندلایه ارتباطی؛ کاهش وابستگی تک مسیره
یکی از اصول کلیدی تاب آوری، کاهش وابستگی به یک مسیر یا یک ارایه کننده است. در عرصه ارتباطات سازمانی، این اصل به صورت های مختلفی اجرا می شود:
استفاده همزمان از چند لینک ارتباطی مستقل استفاده از مسیرهای پشتیبان (Backup Links) تفکیک ترافیک حیاتی از ترافیک عمومی مانیتورینگ لحظه ای کیفیت سرویس
این معماری چندلایه موجب می شود که در صورت اختلال در یک مسیر، عملیات حیاتی سازمان به صورت کامل متوقف نشود.
۶. ارتباطات پایدار و اعتبار بین المللی
در اقتصاد جهانی، اعتبار یک شرکت تا حد زیادی به قابلیت اتکای آن وابسته است. مشتری خارجی هنگام انتخاب یک تأمین کننده خدمات فناوری، به این موارد توجه می کند:
آیا شرکت می تواند سطح مشخصی از دسترس پذیری را تضمین کند؟ آیا در صورت بحران، برنامه بازیابی دارد؟ آیا زیرساخت ارتباطی آن پایدار است؟
اگر پاسخ این پرسش ها منفی باشد، مزیت رقابتی شرکت کاهش پیدا می کند. درنتیجه، پایداری ارتباطات تنها یک مبحث فنی داخلی نیست؛ بلکه بخشی از تصویر بین المللی یک شرکت است.
۷. تجربه صنایع مالی؛ چرا ارتباطات حیاتی اند؟
در صنایع مالی، استانداردهای سخت گیرانه تری اعمال می شود. بانکها و موسسات مالی به طور معمول علاوه بر این که دارای لینک های ارتباطی اختصاصی هستند؛ مجهز به مراکز داده پشتیبان بوده و دارای قراردادهای رسمی سطح خدمات (SLA) می باشند و با این حال مانیتورینگ ۲۴ ساعته دارند. دلیل این حساسیت روشن است: اختلال در ارتباطات می تواند کل نظام تسویه را مختل کند.
این تجربه نشان داده است که هرچه اهمیت اقتصادی یک فعالیت بیشتر باشد، احتیاج به پایداری ارتباطی هم بیشتر است.
۸. وابستگی دیجیتال و ضرورت بازبینی در معماری زیرساخت
اقتصاد دیجیتال ایران هم بتدریج درحال تجربه همین وابستگی است. شرکتهای دانش بنیان، استارتاپ های صادرات محور، پلت فرم های مالی و بازار سرمایه، همگی بر بستر ارتباطات بین المللی فعالیت می نمایند. در چنین شرایطی، عدم طراحی برنامه ادامه کسب وکار برای زیرساخت ارتباطی، به معنای پذیرش ریسک بالا است.
مسئله این نیست که آیا بحران رخ می دهد یا نه! مسئله اینست که آیا سازمان برای آن آماده است یا خیر.
۹. تفکیک سطح مصرفی و سطح عملیاتی
در اینجا باید یک تفکیک مهم انجام شود:
ارتباطات مصرفی (B۲C) با هدف دسترسی عمومی طراحی می شود. ارتباطات سازمانی (B۲B) با هدف حفظ عملیات حیاتی طراحی می شود. نیاز این دو سطح یکسان نیست. در سطح سازمانی، شاخص هایی مانند SLA، دسترس پذیری تضمین شده، IP اختصاصی و مانیتورینگ حرفه ای اهمیت دارد. در سطح مصرفی، تمرکز بر دسترسی گسترده و هزینه پایین است. این تفکیک یک استاندارد حرفه ای در معماری شبکه های ارتباطی است. ۱۰. جمع بندی: از پذیرش ریسک تا مدیریت آن
اختلال ارتباطی یک واقعیت محیط اقتصادی امروز است. نادیده گرفتن آن، به معنای پذیرش ریسک غیرقابل کنترل است.
سازمان هایی که برنامه ادامه کسب وکار دارند:
فعالیتهای حیاتی خودرا شناسایی کرده اند زمان بازیابی قابل قبول تعریف کرده اند مسیرهای ارتباطی پایدار طراحی نموده اند
در مقابل، سازمان هایی که فاقد چنین برنامه ای هستند، در مقابل شوک های بیرونی لطمه پذیرند. در اقتصاد دیجیتال، پایداری ارتباطات نه یک انتخاب، بلکه بخشی از مدیریت ریسک عملیاتی است. پرسش بعدی اینست که در سطح بین المللی، چه طور این تفکیک و طراحی زیرساخت اجرا می شود و چه مدل هایی وجود دارد؟
ارتباطات سازمانی در اقتصادهای پیشرو؛ چرا اینترنت B۲B با اینترنت مصرف کننده متفاوت طراحی می شود؟
در اقتصادهای پیشرفته، زیرساخت های ارتباطی برمبنای نوع کاربری طراحی می شوند. این تفکیک نه به سبب تمایز اجتماعی، بلکه به سبب تفاوت در نیاز عملیاتی صورت می گیرد. یک کاربر خانگی که برای مصرف محتوای دیجیتال از اینترنت استفاده می نماید، نیازهای متفاوتی نسبت به یک بانک، شرکت صادرات نرم افزار یا اپراتور مالی بین المللی دارد. درنتیجه، معماری شبکه در سطح مصرف کننده (B۲C) و سطح سازمانی (B۲B) به شکل ساختاری متفاوت طراحی می شود.
این مقاله به بررسی این تفکیک در مدلهای جهانی می پردازد و نشان داده است که ارتباطات سازمانی مبتنی بر SLA، بخشی از استاندارد حرفه ای اقتصاد دیجیتال است.
۱. چرا تفکیک B۲B و B۲C یک اصل فنی است؟
در طراحی شبکه، سه شاخص کلیدی اهمیت دارد:
سطح دسترس پذیری (Availability) میزان تأخیر (Latency) پایداری و ثبات کیفیت سرویس
در اینترنت مصرفی، تمرکز بر ارایه دسترسی گسترده با هزینه بهینه است. قطعی های کوتاه مدت یا نوسان کیفیت، هرچند نامطلوب، اما به طور معمول به زیان ساختاری منجر نمی گردد. اما در سطح سازمانی، شرایط متفاوت می باشد. برای مثال:
در یک تراکنش مالی بین المللی، حتی چند ثانیه تأخیر می تواند مسئله ساز باشد. در ارایه سرویس ابری به مشتری خارجی، قطع ارتباط ممکنست نقض قرارداد تلقی شود. در سیستم های لجستیکی، اختلال می تواند زنجیره تأمین را متوقف نماید.
به همین دلیل، زیرساخت ارتباطی سازمانی با استانداردهای سخت گیرانه تری طراحی می شود.
۲. SLA؛ ستون فقرات خدمات سازمانی
یکی از مهم ترین تفاوت ها بین اینترنت مصرفی و سازمانی، وجود «توافق نامه سطح خدمات» یا SLA است. در خدمات مصرفی، به طور معمول تعهد مشخصی درباره ی سطح دسترس پذیری وجود ندارد. اما در خدمات سازمانی، SLA به شکل رسمی تعریف می شود و شامل موارد زیر است:
درصد دسترس پذیری تضمین شده (مثلاً ۹۹.۵٪ یا بالاتر) حداکثر زمان پاسخ در صورت اختلال سازوکار جبران خسارت چارچوب مانیتورینگ و گزارش دهی
وجود SLA موجب می شود ارتباطات از سطح یک خدمت عمومی به سطح یک تعهد حرفه ای ارتقا یابد. در بازارهای پیشرفته، بانک ها، شرکتهای بیمه، بورس ها و شرکتهای فناوری بزرگ، بدون SLA رسمی از خدمات ارتباطی استفاده نمی کنند.
۳. فناوری های مورد استفاده در ارتباطات سازمانی
در سطح B۲B، از فناوری هایی استفاده می شود که برای تضمین پایداری و کیفیت طراحی شده اند، از جمله:
MPLS (Multi-Protocol Label Switching)
این فناوری امکان مدیریت هوشمند ترافیک و اولویت بندی داده ها را فراهم می آورد. در شبکه های سازمانی، ترافیک حیاتی از ترافیک عادی تفکیک می شود تا کیفیت سرویس تضمین شود.
لینک های اختصاصی (Dedicated Links)
در این مدل، سازمان به یک مسیر ارتباطی اختصاصی دسترسی دارد که با ترافیک عمومی مشترک نیست. این مساله موجب کاهش نوسان و افزایش ثبات می شود.
VPN سازمانی
شبکه های خصوصی مجازی سازمانی، امکان ایجاد بستر امن و پایدار برای ارتباط بین شعب یا با شرکای تجاری را فراهم می کنند.
مانیتورینگ حرفه ای
در خدمات سازمانی، کیفیت شبکه به شکل ۲۴ ساعته پایش می شود و در صورت افت کیفیت، تیم های فنی وارد عمل می شوند. این سطح از مدیریت، در اینترنت مصرفی معمول نیست.
۴. تجربه صنایع مالی و زیرساخت های حیاتی
در خیلی از کشورها، صنایع مالی و زیرساخت های حیاتی موظف به استفاده از ارتباطات اختصاصی هستند. برای مثال:
بورس ها از شبکه های اختصاصی با سطح دسترس پذیری بالا استفاده می نمایند. بانکهای بین المللی دارای مسیرهای ارتباطی پشتیبان هستند. شرکتهای پرداخت الکترونیک دارای مراکز داده و لینک های جایگزین هستند.
این ساختار به این علت طراحی شده که توقف عملیات مالی، می تواند کل اقتصاد را تحت تاثیر قرار دهد. بنابراین، ارتباطات پایدار در این زمینه ها به عنوان بخشی از زیرساخت حیاتی اقتصادی شناخته می شود.
۵. اقتصاد دیجیتال و افزایش حساسیت به اختلال
با گسترش خدمات ابری، فین تک ها، استارتاپ های SaaS و صادرات خدمات نرم افزاری، وابستگی به ارتباطات پایدار افزایش پیدا کرده است. در گذشته، خیلی از کارها به شکل آفلاین قابل انجام بود. اما امروز:
پشتیبانی مشتری در بستر آنلاین صورت می گیرد. توسعه نرم افزار بر بستر مخازن ابری صورت می گیرد. تسویه ها و تعاملات مالی در لحظه صورت می گیرد.
این وابستگی، حساسیت اقتصاد دیجیتال به اختلال را افزایش داده است.
۶. تمایز عملیاتی، نه اجتماعی
یکی از سوءبرداشت های رایج، تفسیر تفکیک B۲B و B۲C به عنوان یک تمایز اجتماعی است. در صورتیکه در معماری حرفه ای شبکه، این تفکیک برمبنای «نوع ریسک» صورت می گیرد، نه «نوع کاربر». اگر توقف یک سرویس بتواند به زیان گسترده اقتصادی منجر شود، آن سرویس در دسته عملیات حیاتی قرار می گیرد و زیرساخت آن هم باید متناسب با این اهمیت طراحی شود. این اصل در استانداردهای حرفه ای مدیریت ریسک و طراحی شبکه پذیرفته شده است.
۷. آیا ارتباطات سازمانی جایگزین اینترنت عمومی است؟
جواب این سوال این است: خیر. کارکرد ارتباطات سازمانی حفظ عملیات B۲B و تعاملات حیاتی می باشد، نه مدیریت بازار مصرفی یا جایگزینی دسترسی عمومی. بعنوان مثال، یک شرکت صادرات نرم افزار ممکنست برای حفظ ارتباط با مشتری خارجی نیازمند اینترنت پایدار سازمانی باشد؛ اما فروشگاه آنلاین مبتنی بر رسانه های اجتماعی همچنان به دسترسی مشتری نهائی وابسته است. بنابراین، این دو سطح مکمل یکدیگرند، نه جایگزین.
۸. اهمیت چارچوب قانونی و شفاف
در خیلی از کشورها، ارایه خدمات ارتباطی سازمانی در قالب ضوابط مشخص و محدود به کسب وکارهای دارای نیاز عملیاتی تعریف می شود. این شفافیت موجب می شود:
دامنه استفاده مشخص باشد استانداردهای حرفه ای رعایت شود سوءبرداشت اجتماعی شکل نگیرد
تعریف دقیق کارکرد و دامنه این خدمات، بخشی از طراحی حرفه ای زیرساخت است.
۹. جمع بندی: استاندارد جهانی، نه استثنا
مرور تجربه اقتصادهای پیشرو نشان داده است که أولا: تفکیک اینترنت سازمانی و مصرفی یک استاندارد فنی است. دوما SLA بخش جدایی ناپذیر خدمات B۲B است. سوما صنایع مالی و صادراتی به ارتباطات پایدار وابسته اند و نکته چهارم این که معماری چندلایه و لینک های اختصاصی ابزارهای مدیریت ریسک اند.
در اقتصاد دیجیتال، ارتباطات سازمانی مبتنی بر SLA بخشی از زیرساخت تاب آوری بحساب می آید. ازاین رو پرسش نهائی اینست که چطور می توان این چارچوب را در سطح ملی و متناسب با نیازهای اقتصادی پیاده سازی کرد؟
اینترنت سازمانی مبتنی بر SLA؛ گامی در راه تاب آوری اقتصاد دیجیتال
در شرایطی که اقتصاد دیجیتال کشور وابستگی درحال افزایشی به ارتباطات بین المللی دارد، چه سازوکاری می تواند ریسک عملیاتی ناشی از اختلال ارتباطی را کاهش دهد؟
۱. تعریف مسئله در سطح سازمانی
پیش از هر چیز باید دامنه مسئله دقیق تعریف شود. مبحث این مقاله «مدیریت ریسک ارتباطی در سطح سازمان های دارای عملیات حیاتی» است، نه مدیریت دسترسی عمومی.
این سازمان ها شامل این موارد هستند:
شرکتهای صادرات نرم افزار و خدمات دیجیتال صنایع مالی و بازار سرمایه شرکتهای دانش بنیان دارای قرارداد بین المللی شرکتهای لجستیک فعال در زنجیره تأمین خارجی
ویژگی مشترک آنها اینست که وقفه ارتباطی می تواند منجر به زیان ساختاری شود.
۲. اینترنت سازمانی مبتنی بر SLA چیست؟
اینترنت سازمانی مبتنی بر SLA، مدلی از خدمات ارتباطی است که در آن:
سطح مشخصی از دسترس پذیری تضمین می شود شاخصهای کیفیت سرویس تعریف و پایش می شود زمان پاسخ در صورت اختلال مشخص است تعهدات قراردادی میان ارایه کننده و سازمان وجود دارد
این مدل با اینترنت مصرفی متفاوت است، چونکه برای عملیات حیاتی طراحی شده است. در این چارچوب، فناوری هایی مانند لینک اختصاصی، MPLS، IP ثابت، مانیتورینگ ۲۴ ساعته و مسیرهای پشتیبان به کار گرفته می شود.
۳. چه مسئله ای را حل می کند؟
این مدل می تواند در وضعیت بحران:
ارتباط شرکت صادراتی با مشتری خارجی را حفظ کند از نقض SLA شرکت ایرانی با طرف بین المللی جلوگیری نماید تسویه های مالی حیاتی را ممکن سازد ارتباطات B۲B را پایدار نگه دارد
به بیان دیگر، تمرکز آن بر حفظ «عملیات حیاتی» است، نه تضمین فروش در بازار مصرفی.
۴. چه مسئله ای را حل نمی کند؟
برای پیشگیری از سوءبرداشت، باید صریح بود. به همین دلیل باید تصریح کرد که اینترنت سازمانی:
جایگزین اینترنت عمومی نیست تضمین کننده فروش B۲C در رسانه های اجتماعی نیست راهکار همه چالش های اقتصاد دیجیتال نیست
همچنین اگر مشتری نهائی دسترسی نداشته باشد، فروش مستقیم مختل خواهد شد. بنابراین، این راهکار مکمل سایر سیاستهای توسعه زیرساخت است، نه جانشین آن.
۵. چارچوب استفاده؛ محدود، هدفمند و مبتنی بر نیاز عملیاتی
در مدلهای حرفه ای، دسترسی به ارتباطات سازمانی پایدار، به طور معمول محدود به کسب وکارهای دارای نیاز عملیاتی مشخص است و با این وجود، منطبق با چارچوب قانونی و مبتنی بر ارزیابی سطح ریسک است.
این محدودیت ها برای حفظ کارکرد تخصصی سرویس تعریف می شود. به همین دلیل هدف، ایجاد مزیت رقابتی برای یک گروه خاص نیست بلکه هدف، کاهش ریسک برای فعالیتهایی است که اختلال در آنها پیامد اقتصادی گسترده دارد.
۶. ارتباطات پایدار و سرمایه گذاری
سرمایه گذاران داخلی و خارجی هنگام تصمیم گیری به شاخصهای ثبات زیرساخت توجه می کنند. اگر زیرساخت ارتباطی یک کشور؛ پیشبینی پذیر باشد و علاوه بر این که دارای چارچوب جبران خسارت است؛ مبتنی بر استانداردهای حرفه ای هم باشد؛ ریسک سرمایه گذاری کاهش پیدا می کند. در اقتصاد دیجیتال، زیرساخت ارتباطی همان نقشی را ایفا می کند که شبکه بانکی در اقتصاد سنتی دارد.
۷. پیوند با راهبرد توسعه اقتصاد دیجیتال
اگر هدف کلان، افزایش سهم اقتصاد دیجیتال در تولید ناخالص داخلی و توسعه صادرات خدمات فناوری است، پایداری زیرساخت ارتباطی باید بخشی از این راهبرد باشد. بدون طراحی سازوکار کاهش ریسک، رشد پایدار دشوار خواهد بود. ارتباطات پایدار سازمانی می تواند یکی از مؤلفه های این معماری تاب آوری باشد.
۸. مطالبه حرفه ای؛ نه واکنش اجتماعی
گفتمان این مساله باید در سطح تخصصی باقی بماند. مدیران فناوری اطلاعات، مدیران زیرساخت و مدیران عامل شرکتهای صادرات محور باید بتوانند در قالب مدیریت ریسک عملیاتی درباره ی نیازهای ارتباطی خود گفت و گو کنند. این مطالبه، مطالبه حرفه ای برای ادامه کسب وکار است، نه مطالبه اجتماعی برای دسترسی عمومی.
۹. جمع بندی نهائی مجموعه
چهار مقاله این مجموعه یک مسیر منطقی را طی کردند:
۱. اختلال اینترنت یک ریسک اقتصادی با نتایج ساختاری است.
۲. در قالب مدیریت ریسک عملیاتی، ارتباطات پایدار بخشی از برنامه ادامه کسب وکار است.
۳. در مدلهای جهانی، تفکیک B۲B و B۲C یک استاندارد حرفه ای است.
۴. اینترنت سازمانی مبتنی بر SLA می تواند یکی از ابزارهای کاهش ریسک در سطح سازمانی باشد.
اقتصاد دیجیتال برای رقابت پذیری و تاب آوری، نیازمند زیرساخت ارتباطی پایدار می باشد. طراحی این زیرساخت باید در قالب استانداردهای حرفه ای، محدود به نیازهای عملیاتی مشخص و منطبق با چارچوب قانونی صورت گیرد. همینطور بحث درباره ی پایداری ارتباطات، در نهایت بحث درباره ی ثبات اقتصادی می باشد.
منبع: itfile.ir
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب